سَقيمة
🌐 بیمار
سقیمه مؤنثِ سقیم است و به زن بیمار، حالِ ناخوش، یا چیزی که دچار ضعف و فساد شده باشد اشاره دارد. این واژه از نظر معنایی نزدیک به «مریضه» در فارسی است و در کاربرد ادبی میتواند برای هر امر سست و ناسالم هم بیاید.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بیمار
📌 بیمارگونه
📌 به طور بیمارگونه
جمله سازی با سَقيمة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وصفَ الناقدُ القراءةَ سقيمة لأنها تجاهلتْ التفاصيلَ الأساسيةَ في النص.
منتقد، این خوانش را ناقص توصیف کرد زیرا جزئیات اساسی متن را نادیده گرفته است.
💡 بدتْ الفكرةُ سقيمة عندما ناقشها الجميعُ واكتشفوا ضعفَ أدلتها.
وقتی همه در مورد این ایده بحث کردند و ضعف شواهد آن را کشف کردند، به نظر میرسید که این ایده ناقص است.
💡 كانت الحجةُ سقيمة ولا تقنعُ أحدًا لأنها اعتمدت على معلوماتٍ غيرِ دقيقة.
این استدلال ضعیف و برای هیچکس قانعکننده نبود، زیرا بر اساس اطلاعات نادرست بود.