سَفُو
🌐 سافو
این واژه از نظر معنایی به نرمی و روانی یا به سبکشدن و پایینآمدن مرتبط دانسته شده، اما استعمال آن محدود است. در برخی لغتها، به معنای سبک و روان بودن چیزی یا میل به فرودستی آمده است. در نتیجه «سفو» واژهای کمکاربرد با معانی نزدیک به سبکی و فرودستی است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 اسافاو
جمله سازی با سَفُو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يفسد سفو السلوك ما يبنيه الإنسان من احترام في سنوات طويلة.
رفتار بد، احترامی را که فرد در طول سالیان متمادی ایجاد کرده است، از بین میبرد.
💡 لم يرضَ المعلم عن سفو الطالب في الحديث، فطلب منه الصمت والانتظام.
معلم از گفتار نامناسب دانش آموز خوشش نیامد، بنابراین از او خواست که ساکت و منظم باشد.
💡 وقف الشيخ ينصح الشاب أن يترك سفو الأقوال ويختار الحكمة.
شیخ ایستاد و به مرد جوان نصیحت کرد که سخنان احمقانه را کنار بگذارد و خرد را برگزیند.