سُفْلِيّ
🌐 پایینتر
این واژه منسوب به «سفل» است و به معنای پایین، زیرین، فرودست یا متعلق به بخش پایینِ چیزی است. مثلاً در ترکیبهای علمی یا فلسفی، برای اشاره به لایهٔ پایین یا مرتبهٔ پایینتر استفاده میشود. بنابراین «سفلی» یعنی آنچه در پایین قرار دارد یا از نظر رتبه پایینتر است.
اسم (noun)
📌 زیرزمین
صفت (adjective)
📌 پایینتر
📌 پایین
صفت / قید (adjective / adverb)
📌 طبقه پایین
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پایین
جمله سازی با سُفْلِيّ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وضعتُ الحقيبة في الرف سفلي حتى لا تعيق حركة الناس في الممر.
کیف را روی قفسه پایینی گذاشتم تا مانع رفت و آمد مردم در راهرو نشود.
💡 وما إن تبتعد عن الباب خمسين مترا تقريبا تجد جناحا يتكون من سفلي وطابقيْن
وقتی حدود پنجاه متر از در فاصله گرفتید، یک بال خواهید دید که شامل یک طبقه همکف و دو طبقه فوقانی است.
💡 احتاج المهندس إلى إصلاح الجزء سفلي من الجسر قبل فتحه للمرور.
مهندس قبل از باز کردن پل برای عبور و مرور، نیاز به تعمیر قسمت پایینی آن داشت.
💡 يقطن والدي في الطابق سفلي من المبنى، ويطلّ على الحديقة الخلفية.
پدرم در طبقه پایین ساختمان، مشرف به باغ پشتی، زندگی میکند.