سعل
🌐 سرفه
فعل (verb)
📌 سرفه
📌 تف کردن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 سرفه کرد.
جمله سازی با سعل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سعل المسافرُ بعد أن شربَ الماءَ الباردَ بسرعةٍ شديدة.
مسافر بعد از نوشیدن سریع آب سرد، سرفه کرد.
💡 ذكر عمره 16 عام سعل دم خلال مباراة لكرة السلة
یک پسر ۱۶ ساله در حین بازی بسکتبال خون بالا آورد.
💡 سعل الطفلُ أثناءَ الليلِ فاستيقظتْ أمُّهُ لتتفقدَ حالَه.
کودک در طول شب سرفه میکرد، بنابراین مادرش برای بررسی حال او بیدار شد.
💡 سعل الرجلُ كثيرًا بسببِ الغبارِ المنتشرِ في الطريقِ الترابيِّ.
مرد به خاطر گرد و غباری که روی جاده خاکی پخش شده بود، سرفههای زیادی کرد.
💡 وتابع في السابق لو سعل العالم الغني كان يحدث التهاب رئوي هنا.
او ادامه داد: «در گذشته اگر فرد ثروتمندی سرفه میکرد، اینجا ذاتالریه اتفاق میافتاد.»
💡 بعد أن سعل برفق، تنحنح ليعيد توازنه.
بعد از سرفهای آرام، گلویش را صاف کرد تا تعادلش را بازیابد.