سَرَحتْ
🌐 او سرگردان بود
«سَرَحتْ» صورتِ ماضیِ مؤنثِ مفرد است و به معنی او رها کرد، آزاد گذاشت، یا [دام] را به چرا فرستاد میآید. همچنین اگر از ریشهٔ «سرح» باشد، میتواند معنای به راه افتاد یا رها شد هم بدهد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 از رده خارج شده
📌 بیکار شده
📌 منحل شد
📌 فاصله دار
📌 رد کرده است
📌 سرت در
جمله سازی با سَرَحتْ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سرحت شعرها أمام المرآة قبل أن تخرج إلى العمل.
قبل از رفتن به سر کار، موهایش را جلوی آینه شانه میکرد.
💡 كنت قد سرحت قليال حين أعلن السائق :قول ثالثة.
لحظهای غرق در افکارم بودم که راننده اعلام کرد: «برای بار سوم بگو.»