سايس

🌐 سایس

در عربی و فارسی ممکن است به «سائس» نزدیک باشد، یعنی «پرورش‌دهنده، تربیت‌کننده، سیاست‌گذار، یا کسی که کارِ اداره و مهار را بر عهده دارد». در فارسی قدیم، «سائس» به معنای «اسب‌دار / پرورندهٔ اسب» هم آمده است.

اسم (noun)

📌 سایس

📌 سایسه

جمله سازی با سايس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يعمل سايس المدرسة منذ الصباح الباكر لاستقبال الطلاب.

سرایدار مدرسه از صبح زود برای استقبال از دانش‌آموزان کار می‌کند.

💡 وقف سايس العمارة عند المدخل يرحب بالزوار.

سرایدار ساختمان در ورودی ایستاده بود و به بازدیدکنندگان خوشامد می‌گفت.

💡 طلب المدير من سايس أن يفتح البوابة قبل وصول الحافلات.

مدیر از سایس خواست که قبل از رسیدن اتوبوس‌ها، دروازه را باز کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران