ساحة

🌐 حیاط

به معنی «میدان، حیاط، صحن، فضای باز» است. این کلمه برای محل‌های وسیع و باز، مانند میدان شهر یا حیاط مدرسه، به کار می‌رود و در زبان عربی گاهی معنای «عرصه» هم می‌دهد.

اسم (noun)

📌 مربع

📌 عرصه

📌 حیاط

📌 صحنه

📌 میدان

📌 مرحله

جمله سازی با ساحة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انتهى الاجتماع، كانت ثم خرج الجميع إلى ساحة المبنى للراحة.

جلسه تمام شد و سپس همه برای استراحت به حیاط ساختمان رفتند.

💡 ‫ُ‬ ‫الجرس‬ ‫نغادر ونستريح ع ْشر دقائق في ساحة المدرسة‪

زنگ خورد، ما رفتیم و ده دقیقه در حیاط مدرسه استراحت کردیم.

💡 الأطفال ظٰهرين من بعيد وهم يلعبون في ساحة المدرسة.

بچه‌ها از دور دیده می‌شوند که دارند در حیاط مدرسه بازی می‌کنند.

💡 غرد المؤذن بصوتٍ جميل في ساحة القرية فاستمع الناس بانتباه.

موذن در میدان روستا آواز زیبایی خواند و مردم با دقت گوش دادند.

💡 ارتدى المحارب السابغات قبل أن يدخل ساحة القتال.

جنگجو قبل از ورود به میدان نبرد، زره خود را پوشید.

💡 لم ما انتهى الاجتماع، خرج الجميع إلى ساحة المبنى بهدوء.

به محض پایان جلسه، همه بی‌سروصدا به حیاط ساختمان رفتند.

💡 ‬سأجمع الناس غدا ً في ساحة المدينة وأقول لهم أنّك معلم‬ ‫حكيم تعلّم الحكمة‪

فردا مردم را در میدان شهر جمع خواهم کرد و به آنها خواهم گفت که شما معلم خردمندی هستید که حکمت می‌آموزد.

💡 في الصباح، كان هناك باب يفتح على ساحة واسعة ومضيئة.

صبح، دری بود که به حیاطی وسیع و روشن باز می‌شد.

💡 التقيتُ بشعون من المتطوعين عند ساحة الاحتفال الوطني.

من با برخی از داوطلبان در میدان جشن ملی آشنا شدم.

💡 وقف الرجل في ساحة البيت ينتظر وصول السيارة.

مرد در حیاط منتظر رسیدن ماشین ایستاده بود.

💡 ويبتسم الطفل عندما يرى أصدقاءه في ساحة المدرسة كل صباح.

کودک هر روز صبح وقتی دوستانش را در حیاط مدرسه می‌بیند لبخند می‌زند.

💡 في ساحة المدرسة، وقف الحارس عند وبداره يراقب الأطفال أثناء خروجهم.

در حیاط مدرسه، نگهبان کنار در ایستاده بود و رفتن بچه‌ها را تماشا می‌کرد.

💡 ارتص الجنودُ في ساحة العرض بشكل منظم ودقيق.

سربازان به طور منظم و دقیق در میدان رژه صف کشیدند.

کلمات مرتبط