صحن

🌐 ظرف

«صحن» در عربی و فارسی به معنی «حیاط، صحنِ باز، محوطهٔ میانی، فضا یا بخش مرکزی یک بنا» است. در معماری اسلامی، «صحن» معمولاً حیاط مرکزی مسجد، مدرسه، یا بناهای مذهبی را می‌گویند.

اسم (noun)

📌 بشقاب

📌 ظرف

📌 کاسه

📌 شبستان

📌 نعلبکی

📌 تابه

📌 حیاط

جمله سازی با صحن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لم نجد صحن في الغرفة رغم أننا بحثنا في كل الزوايا.

با اینکه همه جا را گشتیم، نتوانستیم بشقابی در اتاق پیدا کنیم.

💡 وضع العامل صحن في المطبخ قرب النافذة ليسهل عليه الوصول إليه.

کارگر بشقابی را در آشپزخانه نزدیک پنجره گذاشت تا دسترسی به آن برایش آسان‌تر باشد.

💡 كان صحن السلطة ملونًا بالخضار الطازجة والليمون.

کاسه سالاد رنگارنگ بود و پر از سبزیجات تازه و لیمو بود.

💡 وضع الطاهي صحن الأرز أمام الضيف بابتسامة ودودة.

سرآشپز با لبخندی دوستانه بشقاب برنج را جلوی مهمان گذاشت.

💡 كان هناك صحن في الرف العلوي ممتلئ ببعض الفواكه.

روی قفسه‌ی بالایی یک بشقاب پر از میوه بود.

💡 يختار العديد من الأزواج الزواج في صحن الكنيسة القديمة الجميل.

بسیاری از زوج‌ها ترجیح می‌دهند در شبستان زیبای کلیسای قدیمی ازدواج کنند.

کلمات مرتبط