ساجد

🌐 سجده کردن

«ساجد» یعنی «سجده‌کننده» یا «کسی که در حال سجده است». این واژه از ریشهٔ «سجود» می‌آید و در نماز و متون دینی بسیار رایج است، برای اشاره به کسی که پیشانی بر زمین نهاده و در حالت سجده قرار دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 میرم پیدا کنم.

📌 من میگیرم.

📌 پیدا می‌کنم.

📌 دارم میگیرم.

📌 سجده کردن

جمله سازی با ساجد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كانَ ساجد ًا في الصلاةِ حينَ دخلَ الأطفالُ إلى المسجدِ.

او در حال سجده نماز بود که بچه ها وارد مسجد شدند.

💡 ظلَّ ساجد ًا طويلًا حتى شعرَ بالراحةِ النفسيةِ والسكينةِ.

او مدت زیادی در حال سجده ماند تا اینکه احساس راحتی و آرامش روحی کرد.

💡 الكريم خاصتي انه مصاص الشباب ساجد برطمانا جديدا

کرم من حس جوانی می‌دهد؛ یک شیشه جدید پیدا خواهم کرد.

💡 رأيتُ ساجد ًا يدعو اللهَ بخشوعٍ بعدَ الفجرِ.

مردی را دیدم که پس از طلوع فجر، با خضوع و خشوع به درگاه خدا سجده می‌کرد.

کلمات مرتبط