زيتية

🌐 روغنی

یعنی «روغنی» یا «وابسته به روغن / زیتون»؛ این واژه صفتی است که برای چیزهایی با ویژگی روغنی یا مرتبط با زیتون به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 روغن

📌 روغنی

📌 گریس

📌 روغنی بودن

📌 چرب

جمله سازی با زيتية

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 صممت المحل واجهة زيتية اللون لتناسب الأجواء الريفية الهادئة.

نمای مغازه با رنگ زیتونی طراحی شده بود تا با فضای آرام و روستایی آن هماهنگ باشد.

💡 لدى جدي مدفأة زيتية قديمة تعمل بشكل ممتاز حتى الآن.

پدربزرگم یک بخاری نفتی قدیمی دارد که هنوز هم کاملاً خوب کار می‌کند.

💡 ارتدى العامل سترة زيتية لحمايته أثناء العمل في الورشة.

این کارگر هنگام کار در کارگاه، برای محافظت، یک ژاکت روغنی پوشیده بود.

💡 ‬لوحة زيتية للملك األول املؤسس وبجانبها أخرى للملكة األوىل يف عز‬ ‫شبابها‪.

یک نقاشی رنگ روغن از اولین پادشاه بنیانگذار و در کنار آن نقاشی دیگری از اولین ملکه در اوج جوانی‌اش.

💡 ‬قلت بين كل مساء وصباح لنني في الوقت الحاضر أصرف نور نهاري مهموكاً برسوم زيتية كبيرة‬ ‫عليّ إتمامها قبل نهاية هذا الشتاء ‪.

بین هر عصر و صبح گفتم که در حال حاضر، روشنایی روزم را با نقاشی‌های رنگ روغن بزرگی می‌گذرانم که باید قبل از پایان این زمستان تکمیل کنم.

💡 اشترت الشركة عبوات زيتية مخصصة لحفظ المنتجات الغذائية بأمان.

این شرکت ظروف روغنی را خریداری کرد که به طور خاص برای نگهداری ایمن محصولات غذایی طراحی شده‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران