زيارتي

🌐 بازدید من

یعنی «زیارت من» یا «دیدار من». این هم از همان ریشه «زيارة» است و با ضمیر «ی» به اول‌شخص مفرد برمی‌گردد.

اسم (noun)

📌 بازدید کردن

📌 بیا اینجا

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دیدار من

جمله سازی با زيارتي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شاهدتُ المعرضَ تلک فی المتحفِ الوطنيِّ خلالَ زيارتي الأخيرةِ إلى العاصمة.

من آن نمایشگاه را در موزه ملی در سفر اخیرم به پایتخت دیدم.

💡 حقا، لقد تغيّرت المدينة كثيرًا منذ زيارتي الأخيرة قبل عامين.

در واقع، این شهر از آخرین باری که دو سال پیش به آنجا رفتم، خیلی تغییر کرده است.

💡 ‫كان عليك زيارتي قبل عشر سنوات حينما كنت أسكن القصور وقبل أن‬ ‫نتحول إلى فقراء بين ليلة وضحاها‪.

تو باید ده سال پیش، وقتی که در کاخ‌ها زندگی می‌کردم و قبل از اینکه یک شبه فقیر شویم، به دیدنم می‌آمدی.

💡 وَأَحْبَبْتُ هذا المكان منذ زيارتي الأولى له.

از اولین بازدیدم عاشق این مکان شدم.

💡 ازدادَ اهتمامي بالثقافةِ المغربيةِ بعدَ زيارتي المغربَ في عطلةِ الصيفِ.

علاقه من به فرهنگ مراکشی پس از سفرم به مراکش در طول تعطیلات تابستانی افزایش یافت.

💡 ‬أكرر زيارتي لكل‬ ‫زاوية جلست فيها مع أمه في هذا البيت‪

دوباره به هر گوشه‌ای که با مادرش در این خانه نشسته بودم نگاه می‌کنم

💡 التقيت بـ معمولين من فريق الصيانة أثناء زيارتي للمصنع.

من در بازدیدم از کارخانه با دو نفر از کارکنان تیم تعمیر و نگهداری آشنا شدم.

💡 أخبرتُ صديقي أن زيارتي لجدتي أصبحت ضرورية بعد طول غياب.

به دوستم گفتم که بعد از مدت‌ها غیبت، دیدار مادربزرگم ضروری شده است.

💡 كانت زيارتي الأولى لذلك المتحف ممتعةً جدًا، خصوصًا عند رؤية المخطوطات القديمة.

اولین بازدید من از آن موزه بسیار لذت بخش بود، به خصوص وقتی که نسخه‌های خطی قدیمی را دیدم.

💡 قابلتُ شيوخًا من البلدة القديمة أثناء زيارتي للمنطقة التاريخية.

در طول بازدیدم از منطقه تاریخی، با بزرگان شهر قدیمی ملاقات کردم.

💡 ياه، كم تغيَّرتِ المدينةُ منذُ زيارتي الأخيرةِ لها!

وای، چقدر این شهر از آخرین باری که اینجا بودم تغییر کرده!

💡 تأجلت زيارتي إلى الطبيب بسبب ازدحام العمل في الصباح.

به دلیل مشغله کاری زیاد، مراجعه به پزشک به تعویق افتاد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران