زُکام
🌐 سرماخوردگی
زُکام به معنای سرماخوردگی، آبریزش بینی و گرفتگی ناشی از سرما یا بیماری خفیف است. این واژه در عربی و فارسی هر دو برای بیماری رایج فصلی بهکار میرود. زکام معمولاً با عطسه، آبریزش و سنگینی سر همراه است و در زبان عامیانه نیز شناخته شده است.
جمله سازی با زُکام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان زکام الأطفال في المدرسة سببًا لانتشار العدوى بسرعة بين الصفوف.
سرماخوردگی بچه ها در مدرسه باعث شد عفونت به سرعت بین کلاس ها پخش شود.
💡 بعد هطول المطر والبرد، اشتكى كثيرون من زکام خفيف لكنه مزعج.
بعد از باران و سرما، بسیاری از مردم از سرماخوردگی خفیف اما آزاردهنده شکایت داشتند.
💡 أصبتُ بـ زکام شديد في الشتاء، فاضطررتُ إلى البقاء في البيت يومين كاملين.
من در زمستان سرمای شدیدی خوردم، بنابراین مجبور شدم دو روز کامل در خانه بمانم.