زَجی

🌐 زجی

«زجی» از ریشه‌ای می‌آید که به راندن و به حرکت آوردن اشاره دارد و در بعضی کاربردها معنای کندن، جلو راندن، یا سوق دادن دارد. این واژه می‌تواند به عملی اشاره کند که در آن چیزی با فشار یا تحریک از جای خود حرکت داده می‌شود.

جمله سازی با زَجی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقف الحارس زجی قرب البوابة طوال الليل رغم البرد الشديد.

نگهبان، زاجی، با وجود سرمای شدید، تمام شب نزدیک دروازه ایستاده بود.

💡 كان الطفل زجی في زاوية الغرفة يراقب أمه وهي ترتب الأغراض.

کودک گوشه اتاق نشسته بود و مادرش را در حال چیدن وسایل تماشا می‌کرد.

💡 جلس الرجل زجی على كرسي خشبي قديم ينتظر دوره في العيادة.

مرد روی یک صندلی چوبی قدیمی نشسته بود و منتظر نوبتش در درمانگاه بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران