رين
🌐 رن
اسم (noun)
📌 رن
📌 رایان
جمله سازی با رين
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ول ـ ّـما بــدأت ثــورة املـرأة علــى اجملتمــع احملافــظ يف أواخــر القــرن التاســع عشــر وأوائــل القــرن العش ـرين
وقتی انقلاب زنان علیه جامعه محافظهکار در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم آغاز شد
💡 سمع رين الصغير صوت المطر من النافذة، فابتسم قبل أن ينام.
رن کوچولو صدای باران را از پنجره شنید و قبل از خواب لبخند زد.
💡 بعد التمرين الشاق، شعر اللاعب بأن رين العرق يملأ جبينه بسرعة.
بعد از تمرین شدید، بازیکن احساس کرد عرق به سرعت پیشانیاش را پر میکند.
💡 ننتظر حكم هللا ومكتب الهجرة مثلنا مثل اآلخ رين من ط البي اللج وء
ما منتظر حکم خدا و تصمیم اداره مهاجرت هستیم، درست مانند سایر پناهجویان.
💡 في القصة، كان رين اسمًا لشخصية هادئة تعشق القراءة والموسيقى.
در داستان، رن نام شخصیتی آرام بود که عاشق مطالعه و موسیقی بود.
💡 ك انت هناك عشر نساء جئن مصطحبات ستة أطف ال آخ رين وتحت إلح احهن.
ده زن بودند که به همراه شش کودک دیگر و با اصرار آنها آمده بودند.