زين

🌐 زیبا

«زين» در عربی به معنای آراستن، زیبا کردن، زینت دادن و همچنین «زین» به معنی زیبایی و آرایش است. این واژه در فارسی هم با مفهوم زیور، آراستگی و زیباسازی پیوند دارد. در برخی کاربردها، «زین» می‌تواند اسم نیز باشد، اما معنای اصلی آن همان آراستن و زیبایی است.

اسم (noun)

📌 زین

فعل (verb)

📌 تزئین

📌 عرشه

جمله سازی با زين

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 في الوجبات الخفيفة، يوفر زين بديلاً صحيًا للبروتين للمستهلكين.

در میان وعده‌ها، زین جایگزین سالمی برای پروتئین برای مصرف‌کنندگان فراهم می‌کند.

💡 كان زين يقرأ الكتابَ بصمتٍ بينما يجلس قرب النافذة المفتوحة.

زین در حالی که نزدیک پنجره باز نشسته بود، داشت کتاب را در سکوت می‌خواند.

💡 ساعد زين زميله في حلّ المشكلة قبل انتهاء الدوام مباشرة.

زین درست قبل از پایان روز کاری به همکارش کمک کرد تا مشکل را حل کند.

💡 ‫جلست في الصوالة الواسوعة علوى أحود المقاعود الخشوبية األنيقوة‬ ‫والتي زين مسندها الخلفي باألرابيسك‪ ,‬مفكرا فيما يحدث‪.

من در سالن بزرگ، روی یکی از نیمکت‌های چوبی شیک که تکیه‌گاهش با نقوش اسلیمی تزئین شده بود، نشسته بودم و به آنچه اتفاق می‌افتاد فکر می‌کردم.

💡 الله يرحمك يا حاج عبد العزيز يا زين الرجال‪.

خدا رحمتت کند حاج عبدالعزیز، مرد نازنینی بودی.

💡 حضرتُ الحفلَ في بيت زين مساءَ الجمعة مع عدد من الأصدقاء.

من به همراه تعدادی از دوستانم در مهمانی عصر جمعه در خانه زین شرکت کردیم.

کلمات مرتبط