ريغ

🌐 رگ

«ريغ» واژه‌ای کم‌کاربرد و نادر است و در برخی کاربردها ممکن است به‌معنای نرمی، رطوبت، یا چیزی لغزنده و سست باشد. چون این واژه در عربی معیار بسیار رایج نیست، ممکن است در لهجه‌ها یا متن‌های خاص معنای دقیق‌تری داشته باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 رگ

📌 ریگ

جمله سازی با ريغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سمعنا كلمة ريغ في الحديث المحلي أثناء وصف أحد الأماكن الصحراوية البعيدة.

ما کلمه «رگ» را در مکالمات محلی هنگام توصیف یک مکان دورافتاده بیابانی شنیدیم.

💡 كتب الرحالة عن ريغ في مذكراته عندما وصف طبيعة المنطقة الجافة.

این مسافر در خاطرات خود درباره ریگ نوشته است، زمانی که طبیعت خشک منطقه را توصیف کرده است.

💡 أشار الدليل إلى ريغ معروف بين المسافرين بسبب صعوبة الوصول إليه.

راهنما به تپه‌ای اشاره کرد که به دلیل دشواری دسترسی به آن، در بین مسافران شناخته شده است.

💡 ،(كل شيء هنا يعلن أن) ريغ متواطيء في الجريمة.

همه چیز اینجا نشون میده که رگ توی این جرم دست داره.

کلمات مرتبط