رَمب

🌐 رامب

واژه‌ای کم‌کاربرد و بسته به بافت می‌تواند به معنی «کوبیدن، بهم‌زدن یا رانش / حرکت خشن» باشد؛ در برخی کاربردها نیز به شکل واژه‌ای بیگانه یا محلی دیده می‌شود و معنایش دقیقاً به متن وابسته است. اگر منظور شما از این واژه کاربرد خاصی باشد، می‌توان دقیق‌تر توضیح داد.

اسم (noun)

📌 لوزی

دیکشنری عربی به فارسی

📌 یوان

جمله سازی با رَمب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقف العامل عند رمب الميناء ينتظر وصول الحاويات.

کارگر کنار رمپ بندر ایستاده بود و منتظر رسیدن کانتینرها بود.

💡 تحركت السيارة ببطء على رمب الدخول بسبب الازدحام.

ماشین به دلیل ترافیک، به آرامی روی رمپ ورودی حرکت می‌کرد.

💡 سقط الصندوق من أعلى رمب الشاحنة بسرعة.

جعبه با سرعت زیاد از بالای رمپ کامیون به پایین سقوط کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران