رُعْبًا

🌐 ترور

«رُعْبًا» همان «رعب» است با حالت نصب در جمله، و در فارسی نیز به معنی «وحشتاً، به‌صورت وحشت» یا «ترسی شدید» ترجمه می‌شود. این صورت بیشتر کاربرد نحوی دارد و از نظر معنی تفاوت بنیادین با «رعب» ندارد. فقط شکل صرفی آن در جمله متفاوت است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ترسناک

📌 وحشت

📌 ترسیده

📌 هولناک

جمله سازی با رُعْبًا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خرجت الفتاة رعبا من الغرفة عندما انطفأ الضوء فجأة في الليل.

وقتی شب ناگهان چراغ خاموش شد، دختر با وحشت از اتاق بیرون دوید.

💡 ‬حتى أن ألاهالي أطلقوا عليها اسم أكثر الكائنات رعبا وفزعا‪:‬‬ ‫صخرة رد الغول‪.

مردم محلی حتی آن را به نام ترسناک‌ترین و مخوف‌ترین موجود زنده نامگذاری کرده‌اند: صخره غول.

💡 ‬وكيف أنه كاد يرديني رعبا غير مرة؛‬ ‫فاطمئن قلبي‪

و چگونه او بیش از یک بار نزدیک بود مرا بترساند؛ اما قلبم آرام گرفت.

💡 ‬وكاد يموت رعبا حينما اقترحت عليه أن‬ ‫نشتري بيتا ونبيعه لحسابنا‪

وقتی پیشنهاد دادم خانه‌ای بخریم و برای سود خودمان بفروشیم، نزدیک بود از ترس بمیرد.

💡 ‫لقد كانت لعبة مسلية ما الذي قلب املوازين لتصبح األشد رعبا ً‬

این یک بازی سرگرم‌کننده بود؛ چه چیزی آن را به چیزی ترسناک تبدیل کرد؟

💡 ‬وجوهنا شاحبة قد‬ ‫ملئت رعبا وحالنا يستدر الرثاء ويستثير االشفاق.

چهره‌هایمان رنگ‌پریده و پر از وحشت است و حالمان ترحم و دلسوزی را برمی‌انگیزد.

💡 وقف الأطفال رعبا أمام الكلب الكبير الذي اقترب منهم بسرعة.

بچه‌ها وحشت‌زده جلوی سگ بزرگی که به سرعت به آنها نزدیک می‌شد، ایستاده بودند.

💡 دخل الرجل البيت رعبا بعد أن سمع الأصوات الغريبة قرب النافذة.

این مرد پس از شنیدن صداهای عجیب و غریب نزدیک پنجره، وحشت زده وارد خانه شد.

کلمات مرتبط