راسب
🌐 رسوب
اسم (noun)
📌 رسوب
📌 باقیمانده
📌 لجن
صفت (adjective)
📌 شکست خورده
📌 شکست خورد
دیکشنری عربی به فارسی
📌 رسوب کردن
📌 سپرده
جمله سازی با راسب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تم العثور على مادة راسب في قاع الكأس بعد التحليل الكيميائي.
پس از تجزیه شیمیایی، رسوبی در ته ظرف مشاهده شد.
💡 شعر الطالب بالقلق لأنه أصبح راسب في مادة الرياضيات.
دانشآموز به دلیل مردود شدن در درس ریاضی احساس اضطراب کرد.
💡 كان يجب على عمال المناجم أن يفرّغوا أعمق للوصول إلى راسب المعادن.
معدنچیان برای رسیدن به ذخایر معدنی مجبور بودند عمیقتر حفاری کنند.
💡 عند التبريد، لاحظنا ظهور راسب برتقالي لافت للنظر في المحلول.
پس از سرد شدن، شاهد ظهور رسوب نارنجی رنگ قابل توجهی در محلول بودیم.
💡 رفضت اللجنة طلبه بعدما تبين أنه راسب في الاختبار النهائي.
کمیته پس از آنکه مشخص شد او در امتحان نهایی مردود شده است، درخواست او را رد کرد.
💡 و بما أنه لا يوجد راسب بارود على ملابسه لتشير أن القاتل كان قريب منه...
و از آنجایی که هیچ اثری از باروت روی لباسهایش نبود که نشان دهد قاتل به او نزدیک بوده است...