رادع

🌐 بازدارنده

«رادع» از ریشهٔ «ردع» به معنای بازدارنده، جلوگیری‌کننده، یا مانع است. وقتی می‌گویند چیزی «رادع» است، یعنی اثر بازدارندگی دارد و مانعِ انجام کار یا ادامهٔ آن می‌شود. این واژه هم در زبان حقوقی و رسمی و هم در گفتار عمومی برای اشاره به هر عاملِ جلوگیری‌کننده به‌کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 بازدارندگی

📌 خویشتن داری

صفت (adjective)

📌 بازدارنده

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 بازدارنده

📌 پیشگیرانه

جمله سازی با رادع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عديمو رحمة بلا أخلاق أو رادع نفس

بی‌رحم، بدون اخلاق یا خویشتن‌داری

💡 الخوف من التحدث أمام الجمهور هو رادع شائع للعديد من المتحدثين الطموحين.

ترس از سخنرانی در جمع، مانعی رایج برای بسیاری از سخنرانان مشتاق است.

💡 وضع الحارس كاميرات المراقبة لتكون رادعًا ضد السرقة والتخريب.

نگهبان برای جلوگیری از سرقت و خرابکاری، دوربین‌های مداربسته نصب کرد.

💡 كانت العقوبات القانونية رادعًا قويًا لمن يفكر في مخالفة النظام.

مجازات‌های قانونی به عنوان یک عامل بازدارنده قوی برای هر کسی که به فکر قانون‌شکنی بود، عمل می‌کرد.

💡 فليس من شأن العصيان المسلح إذا سمح له بالاستمرار دون رادع أن يشكل بديلا كريما أو فعالا من أي نوع.

اگر اجازه داده شود شورش مسلحانه بدون کنترل ادامه یابد، هیچ نوع جایگزین آبرومندانه یا مؤثری نخواهد بود.

💡 ولم يكن لأي من هذه الجهود أثر قوي رادع على تطور شبكات الاتجار في غرب أفريقيا ومنطقة الساحل.

هیچ یک از این تلاش‌ها تأثیر بازدارنده‌ی قوی بر توسعه‌ی شبکه‌های قاچاق در غرب آفریقا و منطقه‌ی ساحل نداشته است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران