ذهبية

🌐 طلایی

«ذَهَبِيَّة» شکل مؤنثِ «ذهبي» است و یعنی طلایی، زرین برای اسم مؤنث، یا چیزی که مؤنث در نظر گرفته می‌شود. مثلاً «حلية ذهبية» یعنی «زیور طلایی» یا «سلسلة ذهبية» یعنی «زنجیر طلایی». این واژه هم به رنگ و هم به جنس / نسبت با طلا اشاره می‌کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 طلا

📌 طلایی

📌 ماهی قرمز

📌 طلاکاری شده

📌 گلدینگ

جمله سازی با ذهبية

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الرمال هذه تبدو ذهبية تحت ضوء الشمس في وقت الظهيرة.

این شن‌ها زیر نور خورشید در ظهر طلایی به نظر می‌رسند.

💡 اشترى الرجلُ قلادةً ذهبية لزوجتهِ بمناسبةِ ذكرى الزواجِ.

مرد به مناسبت سالگرد ازدواجشان یک گردنبند طلا برای همسرش خرید.

💡 ‬حينام يضحك جتد سنًّا ذهبية يف فمه‬ ‫خيدم كل شخص‪

وقتی می‌خندد، دندان طلایی را در دهانش خواهی یافت که به همه خدمت می‌کند.

💡 وضعتُ الشرائح في محمصة خبز كهربائية ثم انتظرت حتى أصبحت ذهبية اللون.

برش‌ها را در فر برقی مخصوص تستر گذاشتم و صبر کردم تا طلایی رنگ شوند.

💡 ‬وهذه فرصة ذهبية أل نتقم منها ومن كاتب الرواية األبله‪

این یک فرصت طلایی برای انتقام گرفتن از او و نویسنده‌ی احمق رمان است.

💡 حصلا على فرصة ذهبية للعمل في شركة معروفة بعد التخرج مباشرة.

به آنها فرصتی طلایی داده شد تا بلافاصله پس از فارغ التحصیلی در یک شرکت شناخته شده مشغول به کار شوند.

💡 حصلَ الفريقُ على ميداليةٍ ذهبية بعدَ فوزهِ في المسابقةِ الدوليةِ.

این تیم پس از پیروزی در مسابقات بین المللی، مدال طلا را از آن خود کرد.

💡 أخرجوا قطعة ذهبية من قاع من النهر بعد بحث طويل.

آنها پس از جستجوی طولانی، تکه‌ای طلا از کف رودخانه پیدا کردند.

💡 ارتدتِ الطفلةُ ساعةً ذهبية صغيرةً في حفلِ العائلةِ.

کودک در مهمانی خانوادگی یک ساعت مچی طلای کوچک به دست داشت.

💡 اشترت الأمُّ فستانًا مزينًا بـ شريطةٍ ذهبية جميلة.

مادر لباسی خرید که با روبان طلایی زیبایی تزئین شده بود.

کلمات مرتبط