دیف
🌐 دیو
این واژه در عربی بیشتر میتواند بهعنوان صورت نوشتاریِ «ضيف» یا نزدیک به آن دیده شود که معنای «مهمان» دارد، اما اگر دقیقاً با همین املاء آمده باشد، ممکن است اشتباهنویسی یا آوانگاری باشد. در صورت ارتباط با «ضيف»، معنی آن مهمان، میهماننواز یا افزودهشدن به جمع است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دیو
📌 تفاوت
📌 داف
جمله سازی با دیف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 استخدم المهندس دیف في البرمجة لوصف قيمة افتراضية داخل النظام.
مهندس دیو از اصطلاح برنامهنویسی برای توصیف یک مقدار پیشفرض در سیستم استفاده کرد.
💡 يشير دیف في بعض السياقات التقنية إلى إعداد يحتاج إلى ضبط دقيق.
در برخی زمینههای فنی، «dev» به تنظیماتی اشاره دارد که نیاز به تنظیم دقیق دارد.
💡 طلب الفريق مراجعة دیف قبل إطلاق النسخة الجديدة من التطبيق.
تیم قبل از انتشار نسخه جدید برنامه، درخواست بررسی دیو را داد.