دوح
🌐 دوحه
«دوح» در عربی به معنی «درختان بزرگ و تنومند» یا «شاخ و برگ انبوه» است. این واژه گاهی به درختان سایهدار و پهنبرگ نیز اشاره دارد و در شعر عربی برای تصویرسازی طبیعت و سرسبزی به کار میرود. از ریشههایی است که معنای رفعت، گستردگی و انبوهی را القا میکند.
جمله سازی با دوح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كان الدوح في أطراف القرية مكانًا يجتمع فيه الرعاة مساءً لتبادل الأخبار.
بیشه زارِ حومه روستا جایی بود که چوپانان عصرها برای تبادل اخبار در آنجا جمع میشدند.
💡 وصف الشاعر الدوح بأنّه ظلٌّ كريمٌ يواسي المسافر المتعب في الطريق.
شاعر درخت را به عنوان سایهای سخاوتمند توصیف کرد که مسافر خسته در جاده را تسلی میدهد.
💡 جلسنا تحت الدوح الكبير نرتاح من حرّ الشمس بعد رحلة طويلة في الصحراء.
ما زیر درخت بزرگ نشستیم تا پس از یک سفر طولانی در بیابان، از گرمای خورشید استراحت کنیم.