خطيب

🌐 واعظ

«خطيب» به معنی «سخنران»، «گویندهٔ خطبه»، یا «نامزدِ ازدواج» است. در عربی این واژه هم برای کسی که خطبه می‌خواند و سخنرانی می‌کند به کار می‌رود و هم در معنای قدیمی‌تر / اجتماعیِ «خواستگار» یا «نامزد مرد» استفاده می‌شود؛ معنی دقیق از بافت جمله مشخص می‌شود.

اسم (noun)

📌 نامزد

📌 سخنور

📌 بلندگو

📌 واعظ

صفت (adjective)

📌 درگیر

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 نامزد شده

جمله سازی با خطيب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طلبت العائلة من خطيب الابنة أن يزورهم في عطلة نهاية الأسبوع.

خانواده از نامزد دختر خواستند که آخر هفته به دیدنشان بیاید.

💡 حضر خطيب المسجد مبكرًا استعدادًا لإلقاء خطبة الجمعة.

خطیب مسجد صبح زود برای ایراد خطبه جمعه از راه رسید.

💡 توفي خطيب جودي قبل ثمانية أسابيع من نوبة قلبية.

نامزد جودی هشت هفته پیش بر اثر حمله قلبی درگذشت.

💡 يجب على كل خطيب عظيم أن يتواصل مع جمهوره على مستوى شخصي.

هر سخنران بزرگی باید در سطح شخصی با مخاطبان خود ارتباط برقرار کند.

💡 كان خطيب الحفل يتحدث بصوت واضح وجمل مرتبة أمام الجمهور.

سخنران این مراسم با صدای واضح و جملات منظم و مرتب در مقابل حضار صحبت می‌کرد.

کلمات مرتبط