خطفت

🌐 ربوده شده

این واژه از ریشهٔ «خطف» می‌آید و در عربی به معنی «ربودم، قاپیدم، ناگهانی گرفتم یا دزدیدم» به‌کار می‌رود. در کاربردهای دیگر می‌تواند معنای «به‌سرعت از جایی گذشت» یا «چیزی را در یک لحظه گرفت» هم بدهد. بنابراین «خطفت» معمولاً بر انجام یک عمل سریع، ناگهانی و برق‌آسا دلالت دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دزدی

📌 ربوده شد

📌 گرفته شده

جمله سازی با خطفت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ألقت الشرطة القبض على عصابات خطفت السيارات عند الإشارات.

پلیس باندهایی را که در چراغ‌های راهنمایی و رانندگی اقدام به سرقت خودرو می‌کردند، دستگیر کرد.

💡 كرويلا) تتوق لرؤيتك ميتاً) وقد خطفت للتو ابن المخلّصة

کروئلا آرزوی مرگ تو را دارد و به تازگی پسر ناجی را ربوده است.

💡 هل تتذكرين الرجل الذي أصبحت عليه عندما خطفت (لوسي)؟

یادت هست وقتی لوسی رو دزدیدی تبدیل به چه آدمی شدی؟

💡 ‫نظرة خطفت لحظات من الزمن رغم ما زرعته باألعماق‪.

نگاهی که لحظاتی از زمان را ربود، علیرغم آنچه در اعماق وجودش کاشته بود.

💡 ‬فقد سألتني مدرسّة‬ ‫مادة االدغال برفق االنثى‪« :‬من هذه الذي خطفت قلبك حتى جعلتك ذاهالً‬ ‫عن التركيز في المحاضرة»‪

معلم جنگل من با ملایمت و ظرافت زنانه از من پرسید: «این زن کیست که قلب تو را چنان ربوده که از تمرکز روی درس محروم شده‌ای؟»

💡 سيدي، نحن نؤمن بأنها خطفت من هذا النادي

قربان، ما معتقدیم که او از این باشگاه ربوده شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران