خصبة

🌐 حاصلخیز

مؤنثِ «خصب» و به معنای زمین حاصل‌خیز، ناحیه‌ی پربرکت یا بارور است. این واژه برای توصیف سرزمینی استفاده می‌شود که محصول فراوان می‌دهد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 حاصلخیز

📌 سرسبز

📌 پرورش

📌 غنی

📌 ثمربخش

📌 بارور

جمله سازی با خصبة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عاش الناس في تلك المنطقة خصبة لأن المناخ فيها معتدل ومناسب للزراعة.

مردم در آن منطقه حاصلخیز زندگی می‌کردند زیرا آب و هوای آنجا معتدل و برای کشاورزی مناسب بود.

💡 توطنوا في القرى الجبلية بعد أن وجدوا فيها أرضًا خصبة ومياهًا وفيرة.

آنها پس از یافتن زمین‌های حاصلخیز و آب فراوان در روستاهای کوهستانی ساکن شدند.

💡 يزرع الفلاحون القمح في السهل لأن التربة هناك خصبة ومناسبة للزراعة.

کشاورزان در این دشت گندم می‌کارند زیرا خاک آنجا حاصلخیز و مناسب برای کشت است.

💡 أصبحت التربة خصبة بعد إضافة السماد الطبيعي ومياه الري المنتظمة.

خاک پس از افزودن کود طبیعی و آبیاری منظم، حاصلخیز شد.

💡 زرع الفلاح القمح في أرض خصبة تعتمد على مياه الأمطار الشتوية.

کشاورز گندم را در زمین حاصلخیزی کاشت که به آب باران زمستانی متکی بود.

💡 لاحظ الخبراء أن هذه الأرض خصبة أكثر من الأراضي المجاورة لها.

کارشناسان خاطرنشان کرده‌اند که این زمین از زمین‌های اطرافش حاصلخیزتر است.

کلمات مرتبط