خثر

🌐 منعقد کردن

این واژه در عربی می‌تواند به معنای «غلظت، کدری، یا چیزی که سفت و غلیظ شده باشد» به‌کار رود و در برخی زمینه‌ها نیز به چیزی که حالت منجمد یا بسته پیدا کرده اشاره می‌کند.

فعل (verb)

📌 پنیر

📌 کشک

جمله سازی با خثر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لاحظت الممرضة خثرًا في الدم بعد الفحص مباشرة.

پرستار بلافاصله پس از معاینه متوجه لخته خون شد.

💡 تكوّن خثرٌ صغير في الجرح بعد دقائق من الإصابة.

چند دقیقه پس از آسیب، یک لخته خون کوچک در محل زخم تشکیل شد.

💡 أصبح الحليب خثرًا بسبب الحرّ الشديد.

شیر به دلیل گرمای زیاد، دلمه بسته بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران