خافقا
🌐 کتک زدن
«خافقا» معمولاً به معنی «تپنده» یا «در حال بالزدن / جنبیدن» فهمیده میشود و از ریشهی مرتبط با حرکت شدید یا تپش میآید. در برخی کاربردها برای وصف دل، قلب، یا چیزی که با اضطراب، شوق، یا حرکت سریع همراه است به کار میرود؛ بسته به متن، ممکن است معنایی نزدیک به «مضطرب» یا «برآشفته» نیز بدهد.
جمله سازی با خافقا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بقيَ قلبُها خافقًا من الفرحِ حينَ نجحَ ابنُها في الاختبارِ.
وقتی پسرش در آزمون قبول شد، قلبش از شادی همچنان میتپید.
💡 ظهرَ الطائرُ خافقًا بجناحيهِ فوقَ الحقلِ في صباحٍ جميلٍ.
پرنده در یک صبح زیبا، در حالی که بالهایش را بر فراز مزرعه تکان میداد، ظاهر شد.
💡 رأيتُ علمَ البلادِ خافقًا فوقَ المبنى بعدَ الاحتفالِ الوطنيِّ.
من پرچم کشور را دیدم که پس از جشن ملی، بر فراز ساختمان در اهتزاز بود.