حون
🌐 هون
دیکشنری عربی به فارسی
📌 جان
جمله سازی با حون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سمعنا اسم حون في الاجتماع، لكنه لم يحضر إلا في نهاية اللقاء.
ما اسم جان را در جلسه شنیدیم، اما او فقط آخر جلسه حاضر شد.
💡 وقد أستخدم هذا المعنى للمصطلح باعتباره حجر زاوية في فلسفة حون غراي السياسية.
این معنای اصطلاح به عنوان سنگ بنای فلسفه سیاسی جان گری به کار رفته است.
💡 طلب الموظف من حون أن يراجع المستندات قبل إرسالها إلى العميل.
کارمند از جان خواست که قبل از ارسال اسناد به مشتری، آنها را بررسی کند.
💡 قال المعلم إن حون أنهى واجبه بسرعة وبشكل منظم.
معلم گفت که جان تکالیفش را سریع و به طور منظم انجام داد.
💡 ربما علي أن أمكث عند حون لعدة أيام
شاید مجبور باشم چند روزی پیش جان بمانم.