حنک
🌐 فک
«حَنَک» در عربی بهمعنای زیر گلو یا بخش زیرین چانه است و در برخی کاربردها به قسمت پایین چهره یا گلو اشاره دارد. در زبان عربی همچنین در برخی متون، به نوعی بستن یا زیرچانهپیچ کردن نیز مربوط میشود. این واژه در معانی جسمانی و گاه مجازی بهکار میرود.
جمله سازی با حنک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 في بعض اللهجات، يُستعمل لفظ حنک للدلالة على الفطنة والخبرة في التعامل مع الناس.
در برخی گویشها، کلمه «هَنَک» برای نشان دادن زیرکی و تجربه در برخورد با مردم به کار میرود.
💡 أثنى الزملاء على حنک ذلك الموظف لأنه يعرف كيف يحل المشكلات بهدوء.
همکاران تدبیر آن کارمند را ستودند، زیرا او میدانست چگونه مشکلات را با آرامش حل کند.
💡 يتطلب العمل الإداري حنک ًا كبيرًا حتى تُدار الأزمات بحكمة واتزان.
کار اداری نیازمند مهارت بالایی است تا بتوان بحرانها را عاقلانه و با حفظ تعادل مدیریت کرد.