حمقا

🌐 احمقانه

«حمقا» معمولاً به‌عنوان صیغه‌ای مرتبط با «احمق» یا حالت جمع / توصیف برای افراد کم‌عقل به‌کار می‌رود، و معنای کلی آن «احمق‌ها» یا «نادان‌ها» است. این واژه می‌تواند به‌صورت صفت جمع یا در سیاق تحقیرآمیز برای اشاره به افراد ناپخته استفاده شود. در فارسی، نزدیک‌ترین معنی آن «نادانان» یا «احمقان» است.

جمله سازی با حمقا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هذا الرجلِ الكوبيِ الكبير المسنِ يُدرّبُ البَجَعاتَ لإسْقاط القنابلِ أكثر شيئ حمقا سمعت به.

این پیرمرد کوبایی که قوها را برای پرتاب بمب آموزش می‌دهد، مسخره‌ترین چیزی است که تا به حال شنیده‌ام.

💡 اعتبرَ الأبُ ما فعلَه الابنُ حمقا لأنه أضاعَ وقتهُ ومالَه في مشروعٍ فاشل.

پدر، کار پسر را احمقانه می‌دانست، زیرا او وقت و پولش را صرف یک پروژه شکست‌خورده کرده بود.

💡 أليس ذلك حمقا مني يمكنني أن أركل سيقاني بنفسي يمكنني ذلك سأضع لك شامبو

آیا این از من احمقانه نیست؟ من می‌توانم پاهای خودم را لگد بزنم، می‌توانم. من به تو شامپو می‌زنم.

💡 تصرّفَ بعضُ الشبابِ حمقا عندما رفضوا الاستماعَ إلى نصيحةِ المعلّمِ الحكيمة.

برخی از جوانان وقتی از گوش دادن به نصایح خردمندانه معلم خودداری کردند، احمقانه عمل کردند.

💡 لا ينبغي أن نتعاملَ حمقا مع الخلافاتِ العائليةِ، فالحوارُ أفضلُ من الانفعال.

نباید با اختلافات خانوادگی برخورد احمقانه داشته باشیم؛ گفتگو بهتر از احساساتی شدن است.

کلمات مرتبط