حلقه

🌐 قسمت

این واژه در فارسی هم بسیار رایج شده و به معنی حلقه، دایره، بخش دورِ چیزی یا حلقه‌ی زنجیر است. اگر منظور واژه‌ی عربی باشد، همان حلقة است که در فارسی به شکل «حلقه» نوشته می‌شود. همچنین در برخی زمینه‌ها می‌تواند به گردهمایی یا نشست هم اشاره کند.

اسم (noun)

📌 گلویش

جمله سازی با حلقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وجدتُ حلقه بين الملابس القديمة بعد ترتيب الخزانة.

بعد از مرتب کردن کمد، بین لباس‌های قدیمی یک انگشتر پیدا کردم.

💡 شعر أن حلقه جاف تمامًا، طالبًا الماء بعد الرحلة الطويلة.

احساس کرد گلویش کاملاً خشک شده است و پس از طی مسافت طولانی، درخواست آب کرد.

💡 يمال رأس المريض قليلًا عندما يفحص الطبيب أذنه أو حلقه بدقة.

وقتی پزشک گوش یا گلوی بیمار را به طور کامل معاینه می‌کند، سر او کمی کج می‌شود.

💡 أهدته زوجته حلقه بسيطة لكنها كانت غالية عليه كثيرًا.

همسرش یک انگشتر ساده به او داد، اما آن انگشتر برایش بسیار گرانبها بود.

💡 شرب الطفل الماء بسرعة لأن العطش هيج حلقه طوال الطريق.

کودک آب را به سرعت نوشید زیرا گلویش از تشنگی در تمام طول مسیر خشک شده بود.

💡 شعرَ بغصّةٍ في حلقه حين سمعَ خبرَ رحيلِ صديقه القديم.

وقتی خبر رفتن دوست قدیمی‌اش را شنید، بغض گلویش را گرفت.

کلمات مرتبط