حکی
🌐 او گفت
«حکی» از ریشهی «حكى» است و به معنای «گفت»، «بازگو کرد» یا «داستانی را نقل کرد» میآید. این واژه در عربی هم برای نقل سخن و هم برای حکایت کردن یک ماجرا یا روایتکردن چیزی بهکار میرود.
جمله سازی با حکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حكى الموظف لمديره ما حدث في الاجتماع الأخير بكل صراحة ووضوح.
کارمند، رک و پوستکنده و واضح، اتفاقات جلسهی قبل را برای مدیرش تعریف کرد.
💡 حكى الجدّ لأحفاده قصةً قديمة عن السفر في الصحراء ليلةَ الشتاء الطويلة.
پدربزرگ برای نوههایش داستانی قدیمی درباره سفر در بیابان در یک شب طولانی زمستانی تعریف کرد.
💡 حكى الجارُ لأهل الحيّ خبرَ الحريق قبل أن تنتشر الشائعات بين الناس.
همسایه قبل از اینکه شایعه بین مردم پخش شود، خبر آتش سوزی را به مردم محله داد.