حضج
🌐 هادج
«حضج» نیز واژهای بسیار کمکاربرد و نادر است و در منابع مختلف ممکن است بهصورت متفاوت ضبط شده باشد. در برخی نقلها ممکن است به معنای فشار آوردن، تنگ گرفتن، یا فشرده ساختن نزدیک باشد، اما بدون سیاق روشن، تعریف قطعی دشوار است.
جمله سازی با حضج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تم حضج الجريح بسرعة داخل المستشفى لتخفيف الألم والسيطرة على النزيف.
فرد مجروح به سرعت به داخل بیمارستان منتقل شد تا دردش تسکین یابد و خونریزی کنترل شود.