حجو

🌐 حج

«حَجو» واژه‌ای نادر یا کم‌کاربرد است و بسته به منبع ممکن است به معنای تندی، سرزنش یا گفتار خشن آمده باشد. در برخی متون قدیمی، صورت‌هایی نزدیک به آن با معنای دشنام یا سخن ناروا نیز دیده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 هاجو

📌 هیجو

جمله سازی با حجو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وصل حجو إلى المحطة قبل انطلاق القطار بدقائق.

حاجو چند دقیقه قبل از حرکت قطار به ایستگاه رسید.

💡 نادى المعلم حجو ليشرح الدرس أمام الصف.

معلم، حاجو را صدا زد تا درس را جلوی کلاس توضیح دهد.

💡 جلس حجو مع أصدقائه في المقهى بعد العمل.

حاجو بعد از کار با دوستانش در کافه نشست.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران