حجا
🌐 حاجیه
«حجا» از ریشهٔ «ح ج و» یا «ح ج ا» در عربی میتواند به معنای خرد، عقل، سنجیدن یا برهان آوردن باشد، هرچند بسته به ضبط و باب، معانی متفاوتی پیدا میکند. در برخی استعمالها با مفهوم «اندیشه و تعقل» یا «استدلال» نزدیک است. بنابراین در فارسی میتوان آن را به «تعقل کرد»، «استدلال آورد» یا «عقل ورزید» نزدیک دانست، البته با توجه به متن.
اسم (noun)
📌 زیارت
جمله سازی با حجا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حجا الأبُ مع أسرتهِ لزيارةِ الأقاربِ في القريةِ.
پدر به همراه خانوادهاش برای دیدن اقوام به روستا رفته بود.
💡 حجا الناسُ إلى السوقِ صباحًا لشراءِ الخبزِ والخضارِ.
مردم صبح برای خرید نان و سبزیجات به بازار رفتند.
💡 حجا المسافرُ إلى المدينةِ بحثًا عن عملٍ أفضلَ.
مسافر برای یافتن شغل بهتر، سفری زیارتی به آن شهر داشت.