حبو

🌐 عشق

«حبو» در عربی به معنای «چهاردست‌وپا راه رفتن» یا «خزیدن» است. این واژه معمولاً برای حرکت کودک خردسال یا حیوانی که روی زمین می‌خزد به کار می‌رود. همچنین در متون قدیمی ممکن است به نوعی حرکت آرام و نزدیک به زمین اشاره داشته باشد. در فارسی می‌توان آن را «خزیدن» یا «چهاردست‌وپا رفتن» معنی کرد.

اسم (noun)

📌 خزیدن

جمله سازی با حبو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تعلمتُ أن حبو الطفل علامةٌ على نموّه الطبيعي في الأشهر الأولى.

من فهمیدم که سینه خیز رفتن نوزاد در چند ماه اول نشانه رشد طبیعی اوست.

💡 رأيتُ الرضيع حبو فوق السجادة ببطءٍ وبحركةٍ لطيفة.

نوزاد را دیدم که به آرامی و با ملایمت روی فرش می‌خزید.

💡 بدأ الطفل حبو نحو أمه عندما سمع صوتها من بعيد.

کودک وقتی صدای مادرش را از دور شنید، شروع به سینه خیز رفتن به سمت او کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران