حبب

🌐 گرانوله

«حبب» می‌تواند به چند صورت فهمیده شود: هم ممکن است ریشهٔ «حبّ» یعنی دوست داشتن و محبت باشد، و هم در برخی ساختارهای صرفی به معنای «دوست داشت، محبوب ساخت» به کار رود. در عربی، صورت‌های مختلف این ریشه با معناهای مربوط به عشق، علاقه، محبوبیت و دوست‌داشتن می‌آیند. در فارسی به‌طور کلی می‌توان آن را به «دوست داشتن» یا «محبوب کردن» نزدیک دانست.

جمله سازی با حبب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 استطاع الداعية أن حبب الناس في العمل الخيري بالكلمة الطيبة.

واعظ توانست با سخنان محبت‌آمیز، مردم را عاشق کارهای خیریه کند.

💡 حاول الأب أن حبب ابنه في الرياضة منذ سنواته الأولى.

پدر از همان سال‌های اولیه زندگی‌اش سعی کرد عشق به ورزش را در پسرش ایجاد کند.

💡 ‬فها أرص أ يت قكب حبب مبن‬ ‫برف واحدذ وها هسا ممكن يف هسث ال نذ‬ ‫م يمكن لهسا أن يحكا‪.

بنابراین اینجا جایی است که ذره‌ای عشق در یک جا یافت می‌شود و اینجا جایی است که یافتن آن امکان‌پذیر است.

کلمات مرتبط