حبلی
🌐 باردار
«حبلی» در عربی بهطور کلی به معنای «باردار» یا «آبستن» است، هرچند در برخی بافتها ممکن است صورتهای صرفی یا کاربردهای واژگانی متفاوتی داشته باشد. این واژه معمولاً برای توصیف زنِ باردار به کار میرود و از ریشهای مرتبط با «حمل» و «بارداری» میآید. بنابراین در فارسی میتوان آن را «حامله» یا «باردار» ترجمه کرد. بسته به لهجه یا متن، ممکن است شکل ظاهری آن کمی متفاوت فهمیده شود.
جمله سازی با حبلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ظلّ حبلی مؤكدًا حتى وصل الطبيبُ إلى نتيجةٍ نهائية بعد الفحوصات.
بارداری من قطعی ماند تا اینکه پزشک پس از آزمایشها به نتیجه نهایی رسید.
💡 كانت حبلی تُراجع حساباتها قبل السفر لتتأكد من كل تفاصيل الرحلة.
زن باردار قبل از سفر حسابهای خود را بررسی میکرد تا از تمام جزئیات سفر مطمئن شود.
💡 عندما سمعت الخبر، بقيت حبلی بالأمل رغم الخوف الذي ملأ قلبها.
وقتی خبر را شنید، با وجود ترسی که قلبش را پر کرده بود، همچنان امیدوار ماند.