حانية
🌐 هانیه
صفت (adjective)
📌 مهربان
📌 دست و پا چلفتی
📌 خواهان
جمله سازی با حانية
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تفتحت صداقة حانية بين الاثنين، وأصبحت أقوى مع مرور كل يوم.
دوستی عمیقی بین آن دو شکل گرفت و هر روز محکمتر میشد.
💡 تحدّثَ الطبيبُ بصوتٍ حانية مع المريضِ ليخفّفَ عنهُ القلقَ والخوفَ.
پزشک با صدای ملایمی با بیمار صحبت کرد تا اضطراب و ترس او را تسکین دهد.
💡 يمكن لصداقة حانية أن تحول اللحظات العادية إلى ذكريات محببة.
یک دوستی عاشقانه میتواند لحظات عادی را به خاطراتی شیرین تبدیل کند.
💡 ارتسمت على وجهها ابتسامة حانية أثناء تطوعها في الملجأ المحلي.
وقتی داوطلب شد و در پناهگاه محلی کار کرد، لبخندی ملایم بر لبانش نقش بست.
💡 نظرتْ إليهِ نظرةً حانية فشعرَ بالأمانِ والراحةِ فورًا.
او با محبت به او نگاه کرد و او فوراً احساس امنیت و راحتی کرد.
💡 و على وجهي ابتسامة حانية أشرقت هلا سعادة غمرت صدري
و لبخندی ملایم بر چهرهام درخشید، شادیای که قلبم را پر کرد