جلح
🌐 جلال
جَلَحَ در عربی بهمعنای کندن، برکندن، تراشیدن یا برداشتن چیزی از روی سطح است؛ و در برخی کاربردها به «بیمو کردن سر» یا برداشتن مو هم نزدیک میشود. از آنجا که در متون قدیم ممکن است معانی تخصصیتر یا جسمانیتر داشته باشد، اصلِ مفهوم آن «زدودن / برکندن» است.
جمله سازی با جلح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 في الحقلِ، جلح َ الفلاحُ الأشواكَ عن الساقِ بحذرٍ شديدٍ.
در مزرعه، کشاورز با دقت خارها را از ساقه جدا کرد.