جبهته

🌐 پیشانی او

«جبهته» یعنی پیشانیِ او. این ترکیب از «جبهة» + ضمیر متصل «ـه» ساخته شده و به پیشانی یک شخص مرد یا یک چیز مذکر اشاره می‌کند. در جمله، معمولاً برای توصیف وضعیت پیشانی یا چیزی که بر پیشانی قرار گرفته به‌کار می‌رود.

جمله سازی با جبهته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لاحظ البقعة المحترقة على جبهته بعد يوم طويل تحت أشعة الشمس.

او پس از یک روز طولانی زیر آفتاب، متوجه جای سوختگی روی پیشانی‌اش شد.

💡 وضعَ الطبيبُ كمّادةً باردةً على جبهتِه لتخفيفِ الصداعِ الذي اشتكى منهُ صباحًا.

پزشک برای تسکین سردردی که صبح از آن شکایت داشت، کمپرس سردی روی پیشانی‌اش گذاشت.

💡 رفعَ جبهتَهُ نحوَ السماءِ كأنَّهُ يبحثُ عن إجابةٍ لأسئلتِه القديمةِ.

پیشانی‌اش را به سوی آسمان بلند کرد، گویی به دنبال پاسخی برای پرسش‌های قدیمی‌اش می‌گشت.

💡 ‬وجه بوث رصبة قوية‬ ‫للرجل الذي كان يحرس الحصان يف جبهته بمقبض سكينه‬ ‫ً‬ ‫ثم هرب ممتطيا الحصان‪.

بوث با دسته چاقویش سیلی محکمی به پیشانی مردی که از اسب محافظت می‌کرد زد، سپس سوار بر اسب دور شد.

💡 مسحَ الابنُ جبهتَهُ بعدَ الجريِ ثمَّ جلسَ ليستريحَ تحتَ الشجرةِ.

پسر بعد از دویدن پیشانی‌اش را پاک کرد، سپس نشست تا زیر درخت استراحت کند.

💡 وضع يده التي تحمل البائظ فوق جبهته وخبط قدمه في االسفل‬ ‫وهو جالس‪

او دستش را که تخم مرغ را نگه داشته بود، روی پیشانی‌اش گذاشت و در حالی که نشسته بود، پایش را روی زمین کوبید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران