جبرت
🌐 مجبور کردم.
این صورت میتواند شکل صرفیِ گذشتهٔ فعل «جبر» باشد، یعنی «جبران کردم، بهزور واداشتم، یا ترمیم کردم»؛ معنی دقیق به جمله وابسته است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مجبور شدم.
جمله سازی با جبرت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لذا، عندما جبرت للخروج من نظام الرعاية في 18 رأيت فرصة لتغيير حياتي
بنابراین، وقتی در ۱۸ سالگی مجبور به ترک سیستم مراقبتی شدم، فرصتی برای تغییر زندگیام دیدم.
💡 لذا، عندما جبرت للخروج، من نظام الرعاية في 18
بنابراین، وقتی در ۱۸ سالگی مجبور به ترک سیستم مراقبتی شدم
💡 لا أقوم بلقاءات بشكل عام ولكنني جبرت على ذلك
من معمولاً مصاحبه نمیکنم، اما مجبور شدم.
💡 عندما رأيته حزينًا، جبرت قلبه برسالة قصيرة ومؤثرة.
وقتی او را غمگین دیدم، با پیامی کوتاه و تأثیرگذار او را دلداری دادم.