جانب
🌐 سمت
اسم (noun)
📌 سمت
📌 جنبه
📌 هر دو طرف
📌 جانبی
📌 یک طرف
حرف اضافه (preposition)
📌 در کنار
جمله سازی با جانب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جلست الأم إلى جانب طفلها دلبند تقرأ له قصة هادئة قبل النوم.
مادر کنار فرزندش، دلبند، نشست و برایش قصهای آرام قبل از خواب خواند.
💡 أشارَ المعلمُ جانب علی السبورةِ عندما أرادَ توضيحَ مثالٍ جديدٍ.
معلم وقتی میخواست مثال جدیدی را توضیح دهد، به یک طرف تخته اشاره میکرد.
💡 وضعتُ شيءً إلى جانب الباب كي لا أنساه غدًا.
یه چیزی گذاشتم کنار در که فردا یادم نره.
💡 هادفة الى بناء جانب مـن الذوق األدبي وتنميتهُ
با هدف ایجاد و توسعه جنبهای از ذوق ادبی
💡 وضع الكتاب إلى جانب الأريكة قبل أن يغادر الغرفة.
قبل از اینکه از اتاق خارج شود، کتاب را کنار مبل گذاشت.
💡 بحثت عيناه عن حرشات لقت حتفها عىل جانب الطريق فام يزال العنكبوت يعتمد عليه ملده بالوالئم والتغذية املكتملة.
چشمانش به دنبال حشراتی میگشت که در کنار جاده مرده بودند، زیرا عنکبوت هنوز برای تأمین غذا و تغذیه کامل به آن متکی بود.
💡 وضعنا شيء أي إلى جانب الملفات حتى نرتبها لاحقًا.
یه چیزی لای پروندهها گذاشتیم که بعداً بتونیم مرتبشون کنیم.
💡 وضع الكتاب في جانب الحقيبة حتى لا يتلف أثناء السفر.
کتاب را در کنار کیف قرار دهید تا در طول سفر آسیب نبیند.
💡 ورأى آرس عىل جانب الطريق الفتاة التي تطاولت عليه بالكالم
آرس دختری را که به او فحاشی کرده بود، کنار جاده دید.
💡 جلسنا في جانب الطريق ننتظر الحافلة القادمة.
کنار جاده منتظر اتوبوس بعدی نشستیم.
💡 وضعَ السائقُ سيارتَه جانب علی الطريقِ حتى لا يَعيقَ حركةَ المرورِ.
راننده برای جلوگیری از ایجاد ترافیک، ماشین خود را در کنار جاده پارک کرده بود.
💡 وقف الأخ إلى جانب أخيه في أصعب الظروف، ولم يتخلَّ عنه أبدًا.
برادر در سختترین شرایط در کنار برادرش بود و هرگز او را تنها نگذاشت.
💡 وجدوا حتف الطائر على جانب الطريق صباحًا.
آنها صبح لاشه پرنده را کنار جاده پیدا کردند.
💡 في الرسالة القديمة ظهر التعبير: احب کنت إلى جانب كلمات أخرى غير مرتبة.
در نامه قدیمی، عبارت «دوستت داشتم» در کنار کلمات نامرتب دیگر ظاهر میشد.
💡 جلسَ الأطفالُ جانب علی الشاطئِ يَبنون القِلاعَ الرمليةَ في هدوءٍ.
بچهها کنار ساحل نشسته بودند و آرام آرام قلعههای شنی میساختند.