ثلخ
🌐 برف
این واژه در برخی منابع به معنای «سست شدن، نرم شدن، یا از هم گسستن» آمده است، اما کاربرد آن در عربی معیار بسیار کم است و ممکن است بسته به منبع، معنای لغوی خاص یا نادر داشته باشد.
جمله سازی با ثلخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترك الحادث ثلخ ًا واضحًا في الباب الخشبي القديم بعد الاصطدام.
این تصادف پس از برخورد، خراش قابل مشاهدهای روی در چوبی قدیمی ایجاد کرد.
💡 أصاب السكين اللحم فأحدث ثلخ ًا صغيرًا في سطح القطعة أثناء التحضير.
چاقو به گوشت برخورد کرد و باعث ایجاد بریدگی کوچکی روی سطح گوشت در حین آمادهسازی شد.
💡 لاحظ العامل ثلخ الجدار بعد الزلزال الخفيف، فطلب فحص المبنى فورًا.
کارگر پس از زلزله جزئی متوجه ترک خوردن دیوار شد، بنابراین فوراً درخواست بازرسی ساختمان را داد.