توح
🌐 وحدت
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پیشنهاد دادن
📌 پیشنهاد شده
📌 دلالت کردن
📌 نشانهها
📌 الهام بخشیدن
جمله سازی با توح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولسوء الطالع، لم توح نتيجة الدورة الأخيرة للجنة التحضيرية لهذا المؤتمر بالتفاؤل.
متأسفانه، نتیجه آخرین جلسه کمیته مقدماتی این کنفرانس، خوشبینی ایجاد نکرد.
💡 ظهر توح الغنم في الحقل بعد المطر الغزير.
گوسفندان پس از باران شدید در مزرعه ظاهر شدند.
💡 لاحظ الراعي توح صغيرًا قرب الشجرة طوال النهار.
چوپان متوجه وزغ کوچکی شد که تمام روز نزدیک درخت بود.
💡 ولم توح اللجنة بأن من الممكن الاستغناء عن اشتراط استنفاد سبل الانتصاف الوطنية في أي شكوى لاحقة.
کمیته پیشنهاد نکرد که الزام طی کردن مراحل قانونی ملی در هرگونه شکایت بعدی قابل صرف نظر کردن باشد.
💡 في الصباح الباكر، سمعتُ توح الطيور في البستان.
صبح زود، صدای جیک جیک پرندگان را در باغ شنیدم.
💡 نح صــل حين ئــذ ع لــى نــوع خــاص مــن العالمــة ذات مــدلول عــام ومف تــوح
سپس به نوع خاصی از نشانه با معنایی عمومی و باز دست مییابیم.