تنافس
🌐 رقابت کردن
اسم (noun)
📌 رقابت
📌 رقابت پذیری
فعل (verb)
📌 رقابت کردن
📌 رقیب
اسم / فعل (noun / verb)
📌 تقلا کردن
جمله سازی با تنافس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أصبحت الشركة المحلية تنافس العالمية بعد أن وسعت صادراتها إلى أسواق جديدة.
این شرکت محلی پس از گسترش صادرات خود به بازارهای جدید، به یک رقیب جهانی تبدیل شد.
💡 إنه تنافس فً ؼٌر مكانه نعم ال نستطٌع تنافس دٌناصورات
این یه رقابت تو جای اشتباهیه. بله، ما نمیتونیم با دایناسورها رقابت کنیم.
💡 خلق تنافس واضح بين الفريقين أجواءً حماسية في الملعب حتى اللحظات الأخيرة.
رقابت آشکار دو تیم، تا آخرین لحظات، جوی پرشور را در ورزشگاه ایجاد کرد.
💡 ازداد تنافس الشركات المحلية بعد افتتاح السوق الجديد في مركز المدينة.
از زمان افتتاح بازار جدید در مرکز شهر، رقابت بین شرکتهای محلی افزایش یافته است.
💡 يشجع تنافس الطلاب في المسابقات العلمية على الابتكار وتطوير مهارات البحث.
رقابت دانشآموزان در مسابقات علمی، نوآوری و توسعه مهارتهای پژوهشی را تشویق میکند.
💡 ألم الضرب وصوتهم املزعج كضباع تنافس أسدا على فريسة لزال محفورا في رأس ي.
درد کتک خوردن و صداهای آزاردهندهشان، مثل کفتارهایی که با شیر بر سر شکار رقابت میکنند، هنوز در سرم حک شده است.
💡 الشركة الجديدة تنافس الشركات الكبرى عبر تقديم خدمات أسرع وأسعار أقل للعملاء.
این شرکت جدید با ارائه خدمات سریعتر و قیمتهای پایینتر به مشتریان، با شرکتهای بزرگ رقابت میکند.