تمکنه

🌐 او توانست.

این صورت، غالباً یعنی «او را متمکن ساخت» یا «برای او امکان / قدرت فراهم کرد»؛ یعنی سبب شد کسی به وضعِ استقرار، توانایی یا تسلط برسد. در زبان فارسی می‌توان آن را «او را قادر ساخت»، «برای او جا و توان فراهم کرد» یا «او را متمکن کرد» ترجمه نمود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 قادر بودن به

📌 او می‌توانست

📌 فعال کردن

📌 او می‌تواند

📌 تسلط او

📌 به او اجازه می‌دهد

جمله سازی با تمکنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 إذا تمكنه من قيادة الفريق، فسيرتفع مستوى الأداء بسرعة.

اگر او بتواند تیم را رهبری کند، سطح عملکرد به سرعت بالا خواهد رفت.

💡 قالت المؤسسةُ إن تمكنه من التقنية الحديثة ساعدها على التطور.

این سازمان اعلام کرد که تسلط او بر فناوری مدرن به توسعه آن کمک کرده است.

💡 ليس المهم أن تمكنه من المنصب، بل أن يكون أهلًا له.

مهم نیست که این مقام به او داده شود، بلکه مهم این است که او شایستگی آن را داشته باشد.

💡 من الأخلاق الحسنة أن يعيد مالا استدانَه الشخص فور تمكنه من السداد.

از اخلاق حسنه این است که انسان به محض اینکه توانست پولی را که قرض گرفته است، پس بدهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران