تقي

🌐 پرهیزگار

این واژه می‌تواند به‌صورت اسم یا صفت به معنی «پرهیزگار، باتقوا» باشد. همچنین در برخی کاربردها به‌عنوان اسم فاعل یا صفتِ کسی که اهل تقوی و پرهیز از گناه است به کار می‌رود؛ یعنی فردی که از خدا می‌ترسد و حدود الهی را رعایت می‌کند.

صفت (adjective)

📌 پرهیزگار

📌 خداپسندانه

📌 دیندار

📌 مقدس

جمله سازی با تقي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‫وتبرع أصدقاء هوليوك له بجنيه واحد كي يتمكن من شراء طعام أفضل من طعام السجن ولكنه ادخره كى‬ ‫يرسله لشراء عباءة تقي طفلته المريضة زمهرير الشتاء‪.

دوستان هولیوک یک پوند به او کمک کردند تا بتواند غذایی بهتر از غذای زندان بخرد، اما او آن را پس‌انداز کرد تا برای خرید شنل و محافظت از فرزند بیمارش در برابر سرمای زمستان بفرستد.

💡 ‫وذهب بولي إلى أن البطاطس والخضراوات تقي األرض من األمراض والعفن وأنه ال سبيل إلى عالجها إال‬ ‫بحرق جميع نسخ الكتاب المقدس‪.

پائولی در ادامه گفت که سیب زمینی و سبزیجات، زمین را از بیماری ها و پوسیدگی محافظت می کنند و هیچ راهی برای درمان آن جز سوزاندن تمام نسخه های کتاب مقدس وجود ندارد.

💡 ‬لم يكن ذكيا بإصراره‬ ‫على مرافقته للمسجد كل يوم جمعة فقط للتباهي بأن ابنه تقي‪

او با اصرار بر اینکه هر جمعه او را به مسجد ببرد، صرفاً برای اینکه نشان دهد پسرش پرهیزگار است، کار هوشمندانه‌ای انجام نمی‌داد.

کلمات مرتبط