تقترب

🌐 نزدیک شدن

از ریشه «قرب» است و یعنی «نزدیک می‌شود»، «تقریب می‌شود» یا «به چیزی نزدیک می‌گردد». در کاربردهای عادی برای نزدیک شدن مکانی، زمانی یا معنوی استفاده می‌شود.

جمله سازی با تقترب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تحترق الأوراق بسرعة عندما تقترب من المدفأة في غرفة باردة.

برگ‌ها وقتی در یک اتاق سرد نزدیک بخاری باشند، به سرعت می‌سوزند.

💡 تحتاج الحوتة إلى حماية خاصة عندما تقترب من مناطق الصيد.

نهنگ هنگام نزدیک شدن به مناطق ماهیگیری به حفاظت ویژه نیاز دارد.

💡 ‬تقترب من محمود بوجهها المنتعش‬ ‫المبتسم الممتن‪ُ

او با چهره‌ای بشاش، خندان و سپاسگزار به محمود نزدیک می‌شود.

💡 حاول أن يوجهها من الخطر قبل أن تقترب من المكان المزدحم.

او سعی کرد قبل از اینکه او به آن مکان شلوغ نزدیک شود، او را از خطر دور کند.

💡 وخافون كثيرًا عندما رأوا النار تقترب من المخزن القديم.

آنها وقتی دیدند آتش به انبار قدیمی نزدیک می شود، بسیار ترسیدند.

💡 شاهد السكان الزوابع وهي تقترب من الحقول بسرعة كبيرة.

ساکنان نظاره‌گر نزدیک شدن گردبادها با سرعت زیاد به مزارع بودند.

💡 لاعدوا العمال إلى مواقعهم عندما بدأت العاصفة تقترب من المكان.

کارگران با نزدیک شدن طوفان به منطقه، به مواضع خود بازگشتند.

💡 يلبثوا أحيانًا في العمل ساعات إضافية عندما تقترب نهاية المشروع.

آنها گاهی اوقات وقتی پروژه به پایان خود نزدیک می‌شود، ساعات بیشتری در محل کار می‌مانند.

💡 انتبه إلى هسيس الأفعى قبل أن تقترب منها.

قبل از نزدیک شدن به مار، به صدای هیس آن توجه کنید.

💡 ‫كانت تقترب مني وتسألني إلى أي صفحة وصلت في القراءة‪

او به من نزدیک‌تر می‌شد و می‌پرسید که در مطالعه‌ام به کدام صفحه رسیده‌ام.

💡 قالها مازحًا: إييك، لا تقترب أكثر من هذا المكان الضيق.

به شوخی گفت: هی، بیشتر از این به این جای تنگ نزدیک نشو.

💡 قبضت الأم على يد ابنها حين رأت السيارة تقترب بسرعة.

مادر وقتی دید ماشین با سرعت به سمتش می آید، دست پسرش را گرفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران